واژه جو

روان گرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روان گرد. [ رَ گ ِ ] (اِ مرکب ) بمعنی شهر روان که افلاک باشند و عالم ملکوت، و گرد بمعنی شهر است . (آنندراج ) (انجمن آرا). ملکوت . (ناظم الاطباء). رجوع به روان کردشود. ◄ قوت و توانایی . (ناظم الاطباء).

معنی روان گرد | واژه جو