واژه جو

رندیدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(رَ دَ) (مص م.) ۱- تراش دادن، تراشیدن. ۲- صیقل دادن. ۳- صاف و هموار کردن.

معنی رندیدن | واژه جو