رم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) گلة چارپایان، رمه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) (اِمص.) ترس، فرار.
(~.) (اِ.) گله چارپایان، رمه.
(رِ) (اِ.) مخففِ ریم، چرک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رم . [ رِ ] (اِ) مخفف ریم است که چرک زخم و امثال آن باشد. (برهان ). رجوع به ریم شود.
رم . [ رُم م ] (ع اِ) مرمت خانه . ◄ اندوه : ما له رم غیر کذا؛ ای هم . (لسان العرب ).
رم . [ رُ ] (فرانسوی، اِ) نوعی مشروب مسکر که از تقطیرشیره ٔ شکر بدست می آید. (ناظم الاطباء). عرق نیشکر.
مترادف و متضاد واژهدان
رمیدن، فرار، گریز، وحشت اکراه، نفرت رمه، گله دسته، گروه