واژه جو

رقابت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رقابت . [ رَ / رِ ب َ ] (ع مص ) نگهبانی کردن . ◄ انتظارکشیدن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِمص ) انتظار و نگهبانی . (فرهنگ نظام ) (غیاث اللغات ). انتظار. چشم داشت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ هم چشمی . (فرهنگ نظام ) (یادداشت مؤلف ) (لغات فرهنگستان ) (فرهنگ فارسی معین ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی رقابت | واژه جو