واژه جو

رفیق آباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رفیق آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . سکنه ٔ آن ١٦٥ تن است . آب آن از رودخانه ٔ مرک . محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب دیم و لبنیات . راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی رفیق آباد | واژه جو