واژه جو

رعی الایل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رعی الایل . [ رَع ْ یُل ْ اُی ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) رعی الابل غلط و رعی الایل صحیح است . الافوبسگن اآطریلال . رعیادیلا. حشیشةالبرص . جرزالشیطان . رجل الغراب . (یادداشت مؤلف ). رجوع به اآطریلال و رجل الغراب و تحفه ٔ حکیم مؤمن (ماده ٔ رعی الابل ) و ذخیره ٔ خوارزمشاهی (ماده ٔ رعی الابل ) و تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص ١٧٣ شود.

معنی رعی الایل | واژه جو