واژه جو

رعنک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رعنک . [ رَ ع َن ْ ن َ ک َ ] (ع جمله ٔ ناقص ) لغتی است در لَعَلَّک َ. (منتهی الارب ). گویند رعنک و اراده کنند لعلک، و رَغَنَّک َ و لَعَنَّک َ نیز گفته اند. (از نشوء اللغة ص ٢٠). رجوع به لعلک شود.

معنی رعنک | واژه جو