واژه جو

رعمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رعمه . [ ] (اِخ ) (به معنی لرزه ) ١- نوه ٔ حام بن نوح . ٢- مقاطعه ای که در بلاد عرب بر حدود خلیج فارس است و در عطریات و سنگهای گرانبها و طلا با صور تجارت میداشت گویند اهالی این شهر ازذریه ٔ رعمه نوه ٔ حام می باشند. (قاموس کتاب مقدس ).

معنی رعمه | واژه جو