واژه جو

رطلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رطلی . [ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به رطل . ◄ آنکه رطل باده کشد. (فرهنگ فارسی معین ) : من به نیروی عشق و عذر شراب کردم آنها که رطلیان خراب . نظامی .

معنی رطلی | واژه جو