واژه جو

رطب ریز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رطب ریز. [ رُ طَ ] (نف مرکب ) که رطب ریزد. ریزنده ٔ رطب . ◄ بمجاز، گوینده ٔ سخن شیرین : چو سقراط را داد نوبت سخن رطب ریز شد خوشه ٔ نخل بن . نظامی . چون رطب ریز این درخت شدی نیک بادت که نیکبخت شدی . نظامی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی رطب ریز | واژه جو