واژه جو

رضی‌الدین آرتیمانی | مقطعات و غزلیات ناتمام | ۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر نسازی کرده‌های ما بحل وای ما و وای جان و وای دل دم مزن از دوری و خونم بریز مرگ بسپاری به از زنده خجل

معنی رضی‌الدین آرتیمانی | مقطعات و غزلیات ناتمام | ۱۴ | واژه جو