واژه جو

رضی‌الدین آرتیمانی | مقطعات و غزلیات ناتمام | ۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بسوختیم به برق طلب سراپا را کسی نداند از آن بی‌نشان نشان ما را مگر صبا ز سر زلف او گره بگشود که بوی مشک گرفت است کوه و صحرا را

معنی رضی‌الدین آرتیمانی | مقطعات و غزلیات ناتمام | ۱ | واژه جو