رضیالدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۴۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز یکبار دگر در تف آن آتشم انداز آتش چه زنی بر دلم از نام جدائی این حرف مگو با من و در آتشم انداز بیماری خود داده به ما نرگس مستش ای دیده ز پر کاله دل مفرشم انداز یا رب نپسندی که بخواهم ز تو چیزی یا رب به کریمی خود از خواهشم انداز از مغز سر خویش رضی شعله بر افروز و اندر دل بیعزت خواری کشم انداز