واژه جو

رضی‌الدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنچنان داده عشق جوش مرا که ز سر رفته عقل و هوش مرا عقل کلی شده فراموشم بسکه مالیده عشق گوش مرا نه چنانم ز مستی دوشین که کشیدن توان به دوش مرا در خروشم ز شور چون دریا نتوان ساختن خموش مرا عاقبت می‌پرستی تو رضی می‌فروشد به می‌فروش مرا

معنی رضی‌الدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۳ | واژه جو