رضیالدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
روی تو که رنگ از رخ گلهای چمن برد هوش از سر و طاقت ز دل و تاب و توان برد جز فتنه و آشوب ندانست دگر هیچ چشمت که ز مردم سخن آورد، ز من برد ار سوخت ز خود بلبل و افروخت ز خود گل بوی تو مگر باد صبا سوی چمن برد دست من و دامان تو قاصد که ز هجران دور از تو رضی سر به گریبان کفن برد