رصدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب)<BR>۱- عالم هیئت، رصدکننده.<BR>۲- راهدار، محافظ راه.<BR>۳- باجگیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب) ۱- عالم هیئت، رصدکننده. ۲- راهدار، محافظ راه. ۳- باجگیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصدی . [ رَ ص َ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به رصد. (یادداشت مؤلف ). راهدار و محافظ راه . ◄ باجگیر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ عالم هیأت . رصدکننده . راصد. (فرهنگ فارسی معین ).