رصانت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ نَ) [ ع. رصانة ]<BR>۱- (مص ل.) محکم بودن.<BR>۲- (اِمص.) استواری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ نَ) [ ع. رصانه ] ۱- (مص ل.) محکم بودن. ۲- (اِمص.) استواری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصانت . [ رَ ن َ ] (از ع، اِمص ) رصانة. قوت و محکمی و استواری . (یادداشت مؤلف ) : از نواحی و اقطار و هند درختی چند بیاورند در رزانت و رصانت متقارب و در سخاوت و متانت متناسب . (از ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٢١). و رجوع به رصانة شود.