واژه جو

رصاص اسود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رصاص اسود. [ رَ ص ِ اَس ْوَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسرب . سُرْب . سُرُب . آنُک . (یادداشت مؤلف ). به فارسی سرب نامند و در تکوین از رصاص ابیض زبون تر و از سوخته ٔ او آبار و سرنج حاصل میشود. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به سرب و مترادفات دیگر کلمه شود.

معنی رصاص اسود | واژه جو