واژه جو

رصاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رصاد. [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رَصْدَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ِ رَصْدة، یک دفعه باران . (آنندراج ). رجوع به رَصْدة شود.

رصاد. [ رُص ْ صا ](ع ص ) ج ِ راصد. (ناظم الاطباء). رجوع به راصد شود.

معنی رصاد | واژه جو