واژه جو

رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۴۴ - خطاب بملک اتسز

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دانی، شها، که دور فلک در هزار سال چون من یگانه‌ای ننماید بصد هنر گر زیر دست هر کس و ناکس نشانیم اینجا دقیقه ایست، شناسم من این قدر بحرست مجلس تو و در بحر بی‌خلاف لؤلؤ بزیر باشد و خاشاک برزبر

معنی رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۴۴ - خطاب بملک اتسز | واژه جو