واژه جو

رشاطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رشاطی . [ رُ ](اِخ ) نام شخصی . (منتهی الارب ). عبداﷲبن علی بن عبداﷲبن علی اندلسی المری ... (یادداشت مؤلف ). رجوع به عبداﷲبن علی ... و اعلام زرکلی ج ١ ص ٣٢١ و ج ٢ ص ٥٦٩ شود.

رشاطی . [ رُ ] (ص نسبی ) منسوب است به رشاط که شهری است در مصر. (یادداشت مؤلف ) (از معجم البلدان ).

معنی رشاطی | واژه جو