واژه جو

رسوبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رسوبی . [ رُ ] (ص نسبی ) دُرد. منسوب به رسوب . (ناظم الاطباء). ته نشسته . (لغات فرهنگستان ). ◄ منسوب به رسوب : اراضی رسوبی . (یادداشت مؤلف ).

معنی رسوبی | واژه جو