واژه جو

رستگار ساختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رستگارساختن . [ رَ ت َ / رَ ت َ ] (مص مرکب ) نجات دادن . خلاص کردن . رهایی دادن . رهایی بخشیدن . آزاد کردن . آزادی بخشیدن . ◄ محفوظ ساختن . ◄ فیروز و غالب و چیره ساختن : بلند سازد درجه ٔ او را در میان امامان صالح و رستگار سازد حجت او را در همه ٔ عالمها. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣١١).

معنی رستگار ساختن | واژه جو