واژه جو

رستم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(رُ تَ) [ په. ]<BR>۱- (اِ.) جهان پهلوان ایران از مردم زابلستان که دارای قدرتی فوق بشری بود.<BR>۲- (ص.) شجاع، دلیر، پهلوان. ؛~ و یک دست اسلحه کنایه از: تنها وسیله یا امکان موجود.<br>

معنی رستم | واژه جو