واژه جو

رزوه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رزوه . [ رُزْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چادگان بخش داران شهرستان فریدن . سکنه ٔ آن ٢٧٩٩ تن . آب آنجا از قنات و چشمه . محصول عمده ٔ آن غلات و حبوب و سیب زمینی . صنایع دستی زنان کرباس و قالی بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).

معنی رزوه | واژه جو