واژه جو

رخ فروز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(رُ. فُ)<BR>۱- (ص فا.) آن که چهرة خویش نماید.<BR>۲- (اِمر.) روز هفتم از ماه‌های ملکی.<BR>۳- (اِ.) دستینه‌ای که آن را چهارتو مانند ریسمانی تابیده باشند.<br>

معنی رخ فروز | واژه جو