واژه جو

رخ سپر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رخ سپر. [ رُ س ِ پ َ ] (ص مرکب ) که روی خود سپر سازد. که رخ چون سپر دارد : مرد آن باشد که پیش تیغ تو چون آینه جمله رخ سپر گردد. خاقانی .

معنی رخ سپر | واژه جو