واژه جو

رخ تابیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رخ تابیدن . [ رُ دَ ] (مص مرکب ) روگردان شدن . روی برگرداندن . رو گردانیدن . رو پیچیدن .روی گردان شدن . رخ تافتن . و رجوع به رخ تافتن شود.

معنی رخ تابیدن | واژه جو