واژه جو

رخ آوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رخ آوردن . [ رُوَ دَ ] (مص مرکب ) یا رخ آوردن به . آمدن بسوی چیزی یا کسی و رفتن بسوی چیزی یا کسی . (ناظم الاطباء). روی آوردن . رو کردن . عزیمت کردن . عازم شدن : تبه گردد این پند و اندرز من به ویرانی آرد رخ این مرز من . فردوسی .

معنی رخ آوردن | واژه جو