واژه جو

رجل القوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رجل القوس . [ رِ لُل ْ ق َ ] (ع اِ مرکب ) گوشه ٔبرگشته ٔ زبرین کمان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

معنی رجل القوس | واژه جو