واژه جو

رتاتیو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رتاتیو. [ رُ وْ ] (فرانسوی، ص، اِ) گردنده . چرخنده . ◄ ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ، برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام دهد و معمولاً با بوبین (قرقره ) کار کند. (از فرهنگ فارسی معین ).

معنی رتاتیو | واژه جو