واژه جو

ربخت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ربخت . [ رُ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند با ٥٤٩ تن سکنه . آب از قنات . محصول آن زعفران و غلات . مزارع تنگ ریخت و خونیکی جزء آن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی ربخت | واژه جو