واژه جو

رباخواری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رباخواری . [ رِ خوا / خا ] (حامص مرکب ) رباخوارگی . خوردن پول ربا. عمل رباخوار. پول فزونی حرام خواری : رباخواری مکن این پند بنْیوش که با شیر رباخور کرد خرگوش . نظامی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی رباخواری | واژه جو