را
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (حر.)<BR>۱- نشانة مفعول صریح یا بی واسطه (مستقیم): خانه را خریدم، کتاب را دادم.<BR>۲- اختصاص را رساند به معنی برای: منت خدای را.<BR>۳- دربارة، در حق: و آن آنچنان بود که ایشان موسی را گفتند پیس است.<BR>۴- برای اعتراض و تمسخر یا تنبیه بعد از اسم و در جملة بی فعل میآید: آقا را!<br>