واژه جو

راوباده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

راوباده . [ دَ / دِ ] (اِ مرکب )صمغ درخت انجدان است که بعربی حلتیت گویند، و سامانی گوید: این مرکب است از «راو» بمعنی رای که لغت هندبمعنی امیر بزرگ است و از باده بمعنی شراب . چه، هنود را بخوردن آن ولوع تمام است خاصه بزرگان ایشان را، و معنی ترکیبی، باده ٔ بزرگان هند. (فرهنگ رشیدی ).

معنی راوباده | واژه جو