واژه جو

راهوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

راهوان . (ص مرکب ) راهبان . راهدار. پاسبان راه . (ناظم الاطباء). راهبان، یعنی پاسبان راه . (از شعوری ج ٢ ورق ١١). راهبان که به معنی محافظ راه باشد. (آنندراج ). ◄ پاسبان دشمن یا دزد. ◄ باج گیرنده . (ناظم الاطباء).

معنی راهوان | واژه جو