واژه جو

راهشناس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

راهشناس . [ ش ِ ] (نف مرکب ) بلد. شناسنده ٔ راه . آشنا به راه . که راه را بشناسد. که راه را بلد باشد. ◄ شناسنده ٔ حق . شناسای حقیقت . که آشنا به دین باشد. که حق و حقیقت رابشناسد. که به حقیقت معرفت داشته باشد : عارف اندیشه بود و راهشناس پارساییش را نبود قیاس . نظامی .

معنی راهشناس | واژه جو