واژه جو

راه پیمای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

راه پیمای . [ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) راه پیما. راه پیماینده . رونده ٔ راه . که راه طی کند. که راه پیماید. که راه رود. راهرو : کعبه صفتند و راه پیما باور کنی که آسمان و ماهند. خاقانی . و رجوع به راه پیما شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی راه پیمای | واژه جو