واژه جو

رامشک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رامشک . [ م ِ ] (اِمص ) بمعنی رامشت است که آرامش و آرامیدن و رامشگر باشد. (آنندراج ) (برهان ). مزیدفیه رامش است . (فرهنگ نظام ). مثل رامش است . (از منتخب اللغات ). رجوع به رامش و رامشت شود.

معنی رامشک | واژه جو