واژه جو

رامر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رامر. [ م َ / م ِ ] (اِخ ) نام شهری است . (از منتخب اللغات ). شهری است که ابریق رامری منسوب بدان است . (برهان ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (از فرهنگ رشیدی ). نام شهری است که در آن کوزه و ابریق های بی نظیر میسازند بغایت زیبا و نیکو، و ابریق و کوزه ٔآن بسیار معروفست . (از شعوری ج ٢ ورق ٥). احتمال توان داد که مصحف رامز باشد یعنی شهر رامهرمز خوزستان .

معنی رامر | واژه جو