واژه جو

رافهة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رافهة. [ ف ِ هََ ] (ع ص ) مؤنث رافه . رجوع به رافه شود. ◄ نرم و آسان سیر. (منتهی الارب ). شب نرم و آسان سیر. ج، روافه . (ناظم الاطباء): بینی و بینک لیلة رافهة و لیال روافه . ◄ ابل رافهة؛ شتری که هر روزه هر وقتی که بخواهد وارد آب شود. ج، روافه . (از المنجد).

معنی رافهة | واژه جو