واژه جو

رافلنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رافلنگ . [ ف ِ ل ِ ] (اِخ ) از خاورشناسان نامی بود که بسال ١٥٣٥ م . در قصبه ٔ لونوی واقع در نزدیکی شهر لیل فرانسه پا بعرصه ٔ وجود گذاشت و در سال ١٥٩٧ درگذشت . اوابتدا در انگلستان بتدریس زبان یونان قدیم مشغول بود و سپس استاد زبان عربی و عبرانی شد و در ترجمه ٔ کتاب مقدس بزبانهای مختف شرکت جست و فرهنگی برای زبانهای عربی و کلدانی نوشت . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).

معنی رافلنگ | واژه جو