واژه جو

رافع کشمیری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رافعکشمیری . [ ف ِ ع ِ ک َ ] (اِخ ) نام او بنا بنوشته ٔ (تذکره ٔ حسینی ص ١٣٦) محمد رافع کشمیری است . صاحب خزانه ٔ عامره در ص ٢٤٥ با نگارش سرگذشت او قصیده یی راکه در ستایش صمصام الدوله (مقتول ١١٥١ هَ . ق . در جنگهای نادرشاه در هند) سروده آورده است . شاید او همان رافع یزدی باشد. از رافع دیوانی بجای مانده است . (از الذریعة ج ٩ بخش ٢ ص ٣٤٩). رجوع به رافع یزدی شود.

معنی رافع کشمیری | واژه جو