واژه جو

رابعه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رابعه . [ ب ِ ع َ ] (اِخ ) دختر ثابت بن الفاکةبن ثعلبه ٔ انصاری از قبیله ٔ بنی حطمة. ابن حبیب او را در زمره ٔ کسانی که با پیغمبر بیعت کرده اند آورده است . (الاصابة قسم اول از جزء هشتم ص ٧٨).

فرهنگ نام‌های فارسی

نام زنانه

معنی رابعه | واژه جو