واژه جو

رابطه شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رابطه شدن . [ ب ِ طَ / طِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) میانجی شدن : اکنون خوارزمشاه پیر دولت است آنچه رفت درباید گذاشت و برضای سلطان به آموی رود و... و رابطه شود تا خداوند سلطان عذر من بپذیرد. (تاریخ بیهقی ).

معنی رابطه شدن | واژه جو