رابح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) [ ع. ] (اِفا.) سودبخش، سودآور، نافع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ) [ ع. ] (اِفا.) سودبخش، سودآور، نافع.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رابح . [ ب ِ ] (ع اِ) یکی یا شتربچه ٔ ازمادر جدا شده . ج، رباح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ سوددهنده . نفعبخش . (غیاث اللغات ). سودمند. مقابل خاسر. سودکننده . (آنندراج ) : حاصل و رابح و موجود به هر وقت ز تست هرچه سلطان جهان را غرض و کام و هواست . مسعودسعد.