واژه جو

ذیمون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذیمون . (اِخ ) قریه ای است بر دو فرسنگ و نیمی بخارا واز آن قریه است فقیه ابومحمد حکیم بن محمد ذیمونی .

معنی ذیمون | واژه جو