واژه جو

ذیفنوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذیفنوس . (اِخ ) نام مردی رامشگر در وامق و عذرای عنصری که خدمت فلقراط کردی : جهاندیده ای نام او ذی فنوس که کردی بر آوای بلبل فسوس .

معنی ذیفنوس | واژه جو