واژه جو

ذی القبر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذی القبر. [ ذِل ْ ق َ ] (اِخ ) خَیف ُ ذی القبر. ناحیتی است در زیر خیف سلام و بدانجا نخلستانهاست و موز و میوه های فراوان دیگر دارد و آب آن از چشمه ها و قنوات است .

معنی ذی القبر | واژه جو