واژه جو

ذکو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذکو. [ ذَک ْوْ ] (ع مص ) ذکاء. ذک . سخت شدن زبانه ٔ آتش . ◄ ذکو طیب ؛ پراکنده شدن بوی خوش . ◄ ذکو شاة؛ گلو بریدن گوسفند. ذبح .

معنی ذکو | واژه جو